از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.
خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
شبکه سیبیاس در گزارشی به استناد برآورد مارک زندی، اقتصاددان ارشد مؤسسه مودیز آنالیتیکس، نوشت که جنگ ایران از زمان آغاز در فوریه، به طور میانگین ۱۰۰۰ دلار برای هر خانوار آمریکایی هزینه داشته است. بر اساس این گزارش، بزرگترین هزینه مرتبط با جنگ، افزایش قیمت بنزین بوده است که آمریکاییها به طور میانگین ۳۰۰ دلار اضافی صرف سوختگیری خودروهای خود کردهاند. قیمت بنزین در ۲۱ مه به اوج ۴.۵۶ دلار در هر گالن رسید اما اکنون به ۳.۸۶ دلار کاهش یافته است.
سیبیاس میافزاید که هزینههای حملونقل بالاتر ناشی از گرانی گازوئیل، به افزایش قیمت مواد غذایی منجر شده و خانوارهای آمریکایی ۲۰۰ دلار اضافی بابت خرید مایحتاج پرداخت کردهاند. همچنین افزایش تورم ناشی از جنگ، برنامههای فدرال رزرو برای کاهش نرخ بهره را متوقف کرده که این امر ۱۵۰ دلار هزینه اضافی برای مصرفکنندگان داشته است. هزینه بلیت هواپیما به دلیل جهش قیمت سوخت جت ۱۰۰ دلار و هزینههای مالیاتی برای پشتیبانی از عملیات نظامی نیز ۲۵۰ دلار به ازای هر خانوار برآورد شده است. زندی تأکید کرد که این برآورد «محافظهکارانه» است و «هزینه واقعی احتمالاً بسیار بیشتر است.»
این گزارش با اشاره به دادههای دانشگاه براون تصریح میکند که مصرفکنندگان آمریکایی صرفاً بابت بنزین و گازوئیل ۶۴ میلیارد دلار اضافی پرداخت کردهاند. طبق نظرسنجی گالوپ در ماه ژوئن، دو-سوم آمریکاییها گفتهاند که افزایش قیمت سوخت برایشان «سختی مالی» ایجاد کرده است. با این حال، کارشناسان پیشبینی میکنند که در صورت توقف درگیریها، قیمت بنزین ممکن است تا پایان سال به زیر ۳ دلار کاهش یابد. این در حالی است که مذاکرات صلح روز سهشنبه در قطر از سر گرفته خواهد شد.
شبکه یورونیوز در گزارشی اعلام کرد که جمهوری اسلامی ایران در حال تدارک بزرگترین تشییع پیکر در تاریخ خود برای آیتالله سید علی خامنهای، رهبر فقید انقلاب اسلامی، است. این مراسم شش روزه که از روز شنبه آغاز میشود، در پنج شهر ایران و عراق برگزار خواهد شد. پیکر ایشان از زمان شهادت در حملات ۲۸ فوریه در حالت امانت نگهداری میشده و این تأخیر چهار ماهه نتیجه مستقیم جنگ، آتشبس و روند مذاکرات بوده است. مقامات ایران زمانبندی کنونی را برای دورهای از «کاهش نسبی تنش» انتخاب کردهاند.
بر اساس این گزارش، مراسم از مصلای تهران آغاز و راهپیمایی اصلی تشییع در مسیر ۱۰ کیلومتری از میدان امام حسین (ع) تا میدان آزادی برگزار خواهد شد. شهردار تهران از حضور حدود ۲۰ میلیون نفر خبر داده است. سپس پیکر به قم، نجف و کربلا منتقل و در نهایت در ۹ ژوئیه در مشهد مقدس به خاک سپرده خواهد شد. سازمان بسیج هماهنگی لجستیک را بر عهده دارد و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مسئولیت تأمین امنیت را عهدهدار است. پاکستان یک هیئت رسمی اعزام خواهد کرد.
یورونیوز میافزاید که این تشییع در سایه یادداشت تفاهم شکننده با آمریکا و در حالی برگزار میشود که اختلافات اساسی بر سر برنامه هستهای ایران همچنان پابرجاست. ذخایر اورانیوم غنیشده ایران به حدود ۴۴۰ کیلوگرم با غنای ۶۰ درصد رسیده است. واشنگتن خواستار محدودیت غنیسازی و خروج ذخایر است، اما تهران حقوق هستهای خود را غیرقابل مذاکره میداند. این گزارش همچنین به عدم اطمینان درباره حضور حجتالاسلام مجتبی خامنهای، رهبر جدید انقلاب اسلامی، در مراسم اشاره میکند.
خبرگزاری آسوشیتد پرس در گزارشی به بررسی دشوارترین موضوعات حلنشده در مناقشه ایران و آمریکا پرداخت و نوشت که دو طرف حتی بر سر زمان از سرگیری مذاکرات نیز اختلاف دارند. دونالد ترامپ مدعی شد که ایران درخواست ملاقات در دوحه را داده، اما اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، صریحاً اعلام کرد که «هیچ جلسه مذاکرهای با طرف آمریکایی در هیچ سطحی در روزهای آینده برنامهریزی نشده است.» با این حال، یک هیئت کارشناسی ایران برای گفتگوهای فنی به قطر سفر خواهد کرد، اما بدون ملاقات با آمریکاییها.
بر اساس این گزارش، مهمترین گرههای اختلافی همچنان پابرجاست. درباره تنگه هرمز، واشنگتن مدعی است که آبراه باز است، اما عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، هشدار داد که «هرگونه تلاش برای ایجاد ترتیبات جدید یا جداگانه از آنچه که اکنون توسط جمهوری اسلامی ایران انجام میشود، تنها به پیچیدگیهای بیشتر، تأخیر در بازگشایی تنگه هرمز و افزایش سطح تنش منجر خواهد شد.» ایران بر مدیریت مسیرهای تعیینشده و هماهنگی با مقامات ایرانی پافشاری دارد و به مسیر جدید تحت نظارت آمریکا در سواحل عمان اعتراض کرده است؛ اعتراضی که به درگیریهای نظامی آخر هفته انجامید.
آسوشیتد پرس میافزاید که موضوع توقف کامل درگیریها در لبنان نیز پیچیده است. ایران خواستار خروج اسرائیل از لبنان است، نتانیاهو اصرار بر خلع سلاح حزبالله پیش از خروج دارد، و شیخ نعیم قاسم، رهبر حزبالله، نیز این شرطگذاری را «پیشنهادی بسیار خطرناک» خوانده است. این گزارش در پایان تصریح میکند که دو طرف تا اواسط اوت برای دستیابی به توافق صلح دائمی شامل برنامه هستهای فرصت دارند، اما هنوز بر سر زمان و مکان دقیق مذاکرات به توافق نرسیدهاند.
المیادین در مقاله ای تأکید کرد که در جنگ اخیر، ایران با پیروزی خود، معادلات خاورمیانه را تغییر داده است. نویسنده معتقد است سه فرض قدیمی در منطقه تضعیف شدهاند: توانایی آمریکا برای تحمیل نتایج با قدرت نظامی، برتری مطلق اسرائیل در مدیریت بحرانها، و تصورِ انزوای دائمی ایران.
در ادامه این مقاله گفته شده است که ایران پس از جنگ نهتنها از فروپاشی سیاسی جلوگیری کرد، بلکه توانست تصویر خود بهعنوان یک قدرت مقاوم منطقهای را تقویت کند. نویسنده تأکید میکند که ساختارهای غیرمتمرکز، توان موشکی، پهپادی و زیرساختهای دفاعی ایران باعث شد حملات گسترده نتواند اهداف راهبردی مورد نظر مخالفان را محقق کند.
مقاله همچنین میگوید آمریکا با محدودیتهای قدرت نظامی خود روبهرو شده است؛ همانگونه که تجربه عراق و افغانستان این محدودیتها را نشان داد. در مقابل، کشورهای خلیج فارس به این نتیجه رسیدهاند که امنیت صرفاً از طریق اتکا به قدرتهای خارجی تأمین نمیشود و به سمت دیپلماسی و مدیریت رقابت با ایران حرکت میکنند.
نویسنده معتقد است حمایت بیقیدوشرط آمریکا از اسرائیل نیز با پرسشهای جدیدی روبهرو شده، زیرا عملیات نظامی بدون اهداف سیاسی روشن، دستاوردهای پایدار ایجاد نمیکند.
در نهایت، مقاله نتیجه میگیرد که خاورمیانه وارد دورهای چندقطبیتر شده؛ دورهای که در آن قدرت نظامی بهتنهایی تضمینکننده موفقیت سیاسی نیست و تعامل و توافق، جایگزین تقابل دائمی میشود.
رأی الیوم در مقاله ای پیش بینی کرد که اسرائیل حداکثر تا سال ۲۰۲۸ از بین خواهد رفت و برای این پیشبینی عواملی را مطرح میکند. نویسنده معتقد است اسرائیل جامعهای مهاجرنشین است که بر پایه پروژه صهیونیستی شکل گرفته و با گذشت زمان، بهویژه پس از جنگ غزه، مهاجرت معکوس از آن آغاز شده و ادامه خواهد یافت.
از دیگر عوامل مطرحشده، «بحران دموکراسی» و افزایش گرایشهای اقتدارگرایانه در اسرائیل عنوان میشود. نویسنده همچنین میگوید نظریه امنیت اسرائیل بر پایه قدرت نظامی و حمایت غرب، بهخصوص آمریکا، بنا شده و با تضعیف این پایهها، موقعیت اسرائیل آسیبپذیرتر شده است.
مقاله به کاهش حمایت جهانی از سیاستهای اسرائیل، اختلافات میان برخی جریانهای یهودی و صهیونیسم، و همچنین تنشهای احتمالی میان آمریکا و اسرائیل اشاره میکند و آنها را نشانههایی از افول این کشور میداند.
در ادامه، نویسنده معتقد است پایان اسرائیل باعث تغییر معادلات منطقهای و بینالمللی خواهد شد و نقش آمریکا در خاورمیانه نیز کاهش خواهد یافت. او همچنین می گوید که توافقهای صلح و همکاریهای منطقهای قادر به جلوگیری از این روند نیستند و تحولات آینده را نشانه زوال تدریجی اسرائیل معرفی میکند.
الشرق الاوسط در مقاله ای نوشت: بازار نفت پس از کاهش تنشها در منطقه و بازگشت تدریجی حرکت نفتکشها از تنگه هرمز، آرامتر شده است. قیمت نفت برنت دوباره نزدیک ۷۰ دلار در هر بشکه معامله میشود؛ سطحی که پیش از درگیری نظامی اخیر وجود داشت. کاهش نگرانیها درباره اختلال در صادرات نفت، رفع برخی محدودیتها علیه صادرات نفت ایران و ورود بخشی از ذخایر نفتی ایران به بازار، از عوامل اصلی این کاهش قیمت بودهاند.
عمان نیز با اعلام نکردن دریافت عوارض از کشتیهای عبوری و ایجاد مسیرهای دریایی موقت جدید، تلاش کرده امنیت و روانی تردد در تنگه هرمز را افزایش دهد. با این حال، بازگشت قیمت نفت به سطح قبل از بحران به معنای پایان کامل نااطمینانیها نیست.
اجرای توافق آمریکا و ایران همچنان با ابهامهایی همراه است؛ بهویژه درباره نحوه استفاده از داراییهای بلوکهشده ایران و جزئیات هم
