چهارشنبه، ۸ مهر ۱۴۰۵
آخرین اخبار

در امتداد راهروهای پرنور مرکز رشد جامع یاسوج، صدای همهمه‌ی آرامی پیچیده است.

در امتداد راهروهای پرنور مرکز رشد جامع یاسوج، صدای همهمه‌ی آرامی پیچیده است. پشت یکی از درهای شیشه‌ای، زهرا امینی، جوانی از روستای لوداب، با دستان آغشته به چسب و سیم، آخرین قطعات یک محصول هوشمند کشاورزی را تنظیم می‌کند. لبخند خفیفی بر لب دارد و گاه نگاهی به تابلوی کوچک بالای سرش می‌اندازد که روی آن با خطی کودکانه نوشته شده: «شکست مقدمه پیروزی است».

در همین صبح گرم مرداد، مرکز نوآوری آزادگان میزبان جمعی از مدیران، فناوران و مسئولان مالی است. اما آن‌چه این نشست را متفاوت می‌کند، نه فقط سخنرانی‌ها و آمارها، که امیدی است که در چشم‌های جوانانی چون زهرا موج می‌زند. او می‌گوید: «گاهی فکر می‌کردیم هیچ‌کس صدای ما را نمی‌شنود. اما امروز، وقتی مدیر بانک و صندوق پژوهش کنار دستگاه‌های ما ایستادند و حتی پیچ و مهره‌هایش را لمس کردند، انگار سال‌ها تلاش شبانه‌روزی‌مان دیده شد.»

آغاز نشست با بازدید از واحدهای فناور همراه است. دکتر افتخاری، رئیس پارک علم و فناوری، با حوصله و دقت به توضیحات کارآفرینان گوش می‌دهد، گاهی سوالاتی دقیق می‌پرسد و یادداشت برمی‌دارد. صدای خنده‌های پنهان، دست دادن‌های صمیمی و حتی نگاه‌های پرغبطه دانشجویان جوان به مدیران، جوی متفاوت از یک همایش معمولی رقم زده است.

«تولید یک محصول نوآورانه، مثل دویدن در یک مسیر مه‌آلود است.» این را سعید رسولی، مدیر یک شرکت دانش‌بنیان در حوزه فناوری اطلاعات، می‌گوید. او در جمع حاضران، از خاطرات دشوار تامین پول، تاخیر در دریافت مجوزها و ترس از شکست‌هایی می‌گوید که بارها او و تیمش را تا مرز ترک کردن کار پیش برده است. اما امروز، کنار دستگاه‌های ساخت ایران، با اعتماد به نفس می‌گوید: «همین که مسئولان را پای حرف‌هایمان می‌بینیم، یعنی هنوز امید هست.»

دکتر افتخاری در سخنانش با لبخند می‌گوید: «اگر امروز پل‌های ارتباطی بین دانشگاه، صنعت و بانک ساخته نشود، فردا دیر خواهد بود.» او تاکید می‌کند که حمایت از فناوران فقط وام و تسهیلات نیست، بلکه شنیدن صدای آنان و درک واقعی چالش‌هایشان است. حین صحبت‌هایش، صداقت و دغدغه در لحن او هویداست؛ گویی خود را عضوی از همین جوانان می‌بیند.

مهندس مفتح‌نیا، مدیرعامل صندوق پژوهش، با چهره‌ای جدی‌تر اما پرامید، از موفقیت‌های فناوران در استان‌های دیگر می‌گوید و آرزو می‌کند روزی نام کهگیلویه و بویراحمد هم در لیست قطب‌های نوآوری ایران بدرخشد. او خطاب به جمع می‌گوید: «شما همان جرقه‌هایی هستید که می‌توانید این استان را دگرگون کنید. ما اینجاییم تا شانه به شانه‌تان حرکت کنیم.»

در بخش پرسش و پاسخ، فضا صمیمی‌تر می‌شود. جوانی از انتهای سالن با صدای لرزان اما مصمم می‌پرسد: «برای گرفتن وام مدام باید ضامن بیاریم؛ چرا کسی به علم و طرح‌های ما، نه فقط به ملک و سند اعتماد نمی‌کند؟» نصیب‌الله ولوی مقدم، مدیر بانک رفاه، با حوصله به سوالات پاسخ می‌دهد و قول می‌دهد مدل‌های جدید اعتبارسنجی را بررسی کنند. او می‌گوید: «ما فقط بانک نیستیم؛ می‌خواهیم همراه رویاهای شما باشیم.»

وقتی جلسه به پایان می‌رسد، جمعی از فناوران با مسئولان گرم صحبت می‌کنند. امیدی تازه در فضا جریان پیدا کرده است؛ امید به این‌که شاید این بار، صدای‌شان شنیده شود و دست‌های‌شان را برای ساختن آینده‌ای بهتر، یاری دهند. زهرا آرام زیر لب می‌گوید: «گاهی فقط کافی‌ست کسی دستت را بگیرد و بگوید، می‌شود…»

در دل این نشست، پیام روشنی نهفته است: موفقیت، صرفاً محصول ایده یا سرمایه نیست؛ بلکه از دل گفت‌وگو، همدلی و اعتماد متولد می‌شود. درس بزرگ این گردهمایی، باور به نیروی انسان‌هایی است که حتی در دورافتاده‌ترین نقاط استان، با دل و جان، آرزوهایشان را به فناوری، و فناوری‌شان را به آینده‌ای روشن‌تر پیوند می‌زنند.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *