به گزارش ایلنا، امیر سرتیپ «علیرضا شیخ» معاون اجرایی ارتش در گفتوگویی با تشریح منطق علمی حاکم بر صحنه نبرد، به کالبدشکافی دوگانه «تهدید-عقبنشینی» پرداخت و با استناد به گزارههای تثبیتشده نظامی در طول تاریخ، رفتار کاخ سفید را نه یک عقبنشینی مقطعی، بلکه نشانهای از یک شکست راهبردی بزرگتر دانست.
آنچه در ادامه میخوانید، مشروح این گفتوگو و تحلیل راهبردی از منطق نظامی حاکم بر تنشهای اخیر است.
تحلیل شما از ادعای مطرحشده از سوی مقامات آمریکایی مبنی بر نابودی کامل نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران در جریان «جنگ تحمیلی سوم» چیست؟ امروز این توان در چه سطحی قرار دارد؟
ببینید، قدرت یک مؤلفه صرفاً سختافزاری نیست که بتوان آن را صرفاً با ابزار و تجهیزات سنجید. قدرت، هنر بازیگری در صحنه عملیات و ترکیب داشتههای دفاعی برای تحصیل هدف است و به تفکر مدیریت میدان وابسته است. آنچه مشخص است این است که ممکن است دشمن در یک رویارویی مستقیم، فناوری برتری در اختیار داشته باشد و بتواند اقدامات عملیاتی موفقی انجام دهد، اما اثربخشی واقعی در میدان نبرد با ابزار نظامی نیست؛ بلکه با تفکری است که میتواند از ابزار موجود، ترکیبی جدید خلق کرده و صحنه بازی را تغییر و از اقدام عملیاتی نتیجه راهبردی بگیرد.
جمهوری اسلامی ایران با تغییر صحنه بازی و انتقال آن به سایر مؤلفههای قدرت ملی، توانست چنان بازیگری کند که توان دفاعی دشمن را بیتأثیر کند. یعنی چه؟ یعنی شما ممکن است با هر توان نظامی، تجهیزات و فناوری در مقابل حریف ایستاده باشید، اما وقتی نتوانید اراده خود را به طرف مقابل تحمیل کنید، شما بازنده واقعی جنگ هستید. شما میتوانید زیرساختها و تجهیزات نظامی را با دقت بزنید و نتیجه عملیاتی بگیرید، اما قانون امروز جنگ در دنیا این است که نتیجه عملیاتی لزوماً به نتیجه راهبردی منجر نمیشود. این نتیجه راهبردی است که رمز موفقیت و عامل پیروزی محسوب میشود و موفق کسی است که از کار عملیاتی نتیجه راهبردی بگیرد.
جنگ میان ایران و آمریکا بسیاری از معادلات نظامی کلاسیک جهان را به هم ریخت. نظریهپردازان بزرگ حوزه دفاعی که نظریاتشان مبنای سیاستهای کشورهاست، امروز با صحنه جنگ جمهوری اسلامی ایران محاسباتشان دگرگون شده است. ما یک ادبیات دفاعی جدید خلق کردیم. تعریف پیروزی را عوض کردیم، محیط و صحنه مبارزه را تغییر دادیم و بازیگری در صحنه عملیات را با ترکیب سایر حوزهها هوشمندانه بازتعریف کردیم. در آینده، این نقشآفرینی هوشمندانه بهعنوان درسآموزههای نوین مطرح خواهد شد و تئوریسینهای جدیدی با این ادبیات، گزارههای دفاعی تازهای خلق خواهند کرد. یکی از آن گزارهها که امروز مطرح میشود، این است که فناوری بهتنهایی عامل پیروزی نیست؛ بلکه قدرت مقاومت و مانایی یک کشور در صحنه تهدید، میتواند قدرت انباشته دشمن را تحلیل ببرد و دشمن را از دستیابی به اهداف سیاسی اعلامی محروم کند. چیزی که امروز تمام دنیا به آن اذعان دارد، این است که جمهوری اسلامی ایران پیروز میدان این جنگ ترکیبی و پیچیده است.
با توجه به تجربه جنگ تحمیلی و تحرکات گروهکهای تجزیهطلب در اقلیم عراق، دستاورد حملات اخیر ما چه بوده و وضعیت آمادگی در مرزها در چه سطحی است؟
جنگ امروز دیگر صرفاً رویارویی دو نیروی مسلح با ادوات نظامی نیست؛ بلکه جنگ امروز در تمام مؤلفههای قدرت شکل میگیرد. اقتصاد، سیاست، فرهنگ و جغرافیای ما در یک لحظه با هم ترکیب میشوند؛ به همین دلیل است که میگوییم «جنگهای ترکیبی». دشمن در همه حوزهها فعالیت میکند و آخرین حربهاش ورود به حوزه نظامی برای از بین بردن توان ملی یک کشور است. سناریویی که از «جنگ تحمیلی ۱۲ روزه» تا به امروز طراحی شده بود، گام به گام در حال خنثیشدن است. رژیم صهیونیستی و آمریکا سناریوهایی برای تجزیه و ایجاد ناامنی در غرب کشور طراحی کرده بودند. خود ترامپ علناً اعلام کرد که چه برنامهای برای غرب کشور داشتند و نیروهای اجیرشده را تا چه حد تجهیز کرده بودند که به قول خودشان «دست به ماشه» باشند.
جمهوری اسلامی ایران، با یک حرکت بسیار حسابشده و اقدام پیشدستانه، این تهدید را در نطفه خفه کرد. این یکی از مصادیق تغییر دکترین ما بود؛ قبل از اینکه آنها اقدامی کنند، ما وارد عمل شدیم. این یعنی ما مشرف بر صحنه و آگاه به استراتژیهای تنظیمی دشمن هستیم. ما نقشه را خواندیم، نیتشان را متوجه شدیم و گروههایشان را پیش از اقدام شناسایی و منهدم کردیم.
اینجاست که صحنه میدان رزم به شطرنج تشبیه میشود؛ جایی که هر بازیگر با مهرههای خود سعی میکند در لحظه تصمیم متناسب بگیرد؛ و به اصطلاح سربازی، استراتژی پلی است که اهداف سیاسی را از طریق انفجار و آتش به پیروزی میرساند و این پل زیر آتش دشمن ساخته میشود؛ اما بهصورت کلی، حوزه نظامی تخصص، علم و هنر خاص خودش را دارد و باید در مسیر خودش و با منطق خودش پیش برود. آنچه امروز شاهدش هستیم، منطق طرحریزی، برنامهریزی و پیشتدبیری جمهوری اسلامی ایران برای موا جهه با یک قدرت بزرگ بوده است؛ قدرتی که امروز دنیا را در مقابل تئوریهای نظامی و بازیگری ایران در مدیریت صحنه جنگ به شگفتی واداشته است. باید به یاد داشته باشیم که پیروزی و شکست، فقط با تعداد پهپادهای زدهشده، انهدام اهداف و تجهیزات محاسبه نمیشود.
به لطف خداوند، برکت خون شهدا و برنامهریزیهای بزرگی که فرماندهان پیشین ما انجام دادند، امروز جمهوری اسلامی ایران فاتح راهبردی صحنه عملیاتی است که به گفتۀ خودشان در طول تاریخ کمنظیر بوده است. بعد از جنگ جهانی، قدرتی به این شکل در مقابل آمریکا صفآرایی نکرده بود. در این تقابل، ایران توانست جنگ نامتقارن را در مقابل بزرگترین قدرت دنیا ببرد، معادلات نظامی جهان را بازتعریف و ادبیات نظامی جدیدی را در حوزه دفاع خلق کند.
امیدوارم با این منطق و این نگاه به حوزه دفاع، بتوانیم مسیر آینده جمهوری اسلامی ایران را که مسیر بحرانهاست (خرمشهرها در پیش رو است)، به درستی طی کنیم. جنگ تمام نخواهد شد و در عرصههای مختلف ادامه خواهد داشت. باید با همین منطق، انسجام و اتحاد ملی و همافزایی همۀ عرصههای قدرت ملی، این کشور را از گردنههای تاریخی عبور دهیم. ایران به سبب موقعیت ژئوپلیتیکی و نگاه تمدنی و فرهنگی منحصر به فردش در طول تاریخ جنگ داشته، جنگ دارد و جنگ خواهد داشت. صلح یا توافق، زنگ استراحت بین دو نیمه است. مسلّماً باید بتوانیم این فرایند را به درستی مدیریت کنیم تا نظام جمهوری اسلامی و این تمدن بزرگ ایرانی-اسلامی در افق آینده خود، در مسیر توسعه و پیشرفت قرار گیرد و به قلههای وعده دادهشده نزدیک شویم.
با توجه به تهدیدات روزهای اخیر مبنی بر حمله به زیرساختهای جمهوری اسلامی ایران، شاهد عقبنشینی واشنگتن از این موضع بودیم. برخی این چرخش را ناشی از کمبود تجهیزات نظامی و تهکشیدن موشکهای آمریکا میدانند و برخی آن را واکنش به قدرت قاطع نیروهای مسلح ایران تحلیل میکنند. ارزیابی شما از این رفتار دوگانه چیست؟
گزارههای نظامی در طول تاریخ، منطق نظامی را در خود جای دادهاند و بر اساس آن، نظریهها و اقدامات نظامی شکل میگیرد. یکی از این گزارههای کلیدی این است که «آنگونه بجنگید که بدانید چه میشود، نه آنگونه بجنگید که ببینید چه میشود.» تفسیر این گزاره در ادبیات دفاعی این است که پیش از ورود به جنگ، آن را تحلیل، شرایط را پیشبینی و اهداف سیاسی را متناسب با ابزارهای نظامی تنظیم کنیم. وقتی دشمن نمیتواند با ابزار نظامی به اهداف سیاسیاش دست یابد، مجبور به تغییر آن اهداف میشود.
از دید من بهعنوان یک سرباز و بر اساس منطق نظامی، بازیگری ترامپ در این صحنه، محصول هماوردی ایران در حوزه قدرت است. بازیگری جمهوری اسلامی ایران باعث شده که حریف در این شطرنج، وقتی طرحریزیهایش به نتیجه نرسید، بهصورت اقتضایی اهداف سیاسیاش را عوض کرد. این بزرگترین شکست برای یک کشور است؛ تغییر مداوم اهداف سیاسی در حین عملیات و عدم تناسب ابزار نظامی با اهداف سیاسی بزرگترین نشانه شکست آمریکاست. در مقابل، بزرگترین هنر ایران، بازیگری و کنشگری درست در این میدان است.
باید از فرمایش امام شهید (ره) وام بگیرم که فرمودند «نظامیان تهدید را تحلیل سیاسی نکنند». برای یک نظامی، تهدید با یک درصد احتمال وقوع، ۹۹ درصد برنامهریزی میطلبد. اگر ترامپ اعلام میکند که میتواند بزرگترین عملیات پس از جنگ جهانی را علیه ایران اجرا کند، مسلّماً برای من بهعنوان یک نظامی، یک صحنه بازی جدید باز میکند که بایستی برای آن با یک درجه بالاتر، برنامهریزی برای مقابله داشته باشم.
وقتی دشمن اعلام میکند که این کار را انجام نمیدهم، یعنی پیام بازدارندگی بر اساس بازیگری ارسال شده و طرف مقابل کد اقدام را دریافت کرده و پایاپایی قدرت از طرف مقابل درک شده است. به عقیده من، وقتی ما مهرههای خود را رو کردیم و نیت خود را در صحنه بازی احتمالی نمایش دادیم، در محاسبه هزینه-فایده ترامپ بسیار مؤثر بود. درسآموختههای جنگ نشان داد که او نمیتواند با ابزار نظامی، اهداف سیاسی را محقق کند و به همین دلیل، مجبور شد در جایگاه جدیدی که یکی از آنها میز مذاکره است، قرار گیرد.
با وجود این، ترامپ و وزیر خارجه دولت او همچنان مدعی هستند که توان موشکی و بخشی از توان دفاعی متعارف ایران را نابود کردهاند. در صورت وقوع یک درگیری گسترده، پشتوانه بازدارندگی موشکی و توان پاسخگویی نیروهای مسلح در چه سطحی است؟
جنگ یک منطق دارد. در صحیفه نور از امام خمینی (ره) نقل شده است که «جنگ علم است و هنر است و حماسه». ما در تلفیق این سه گزاره، منطق نظامی را بر دو مقوله بزرگ بنا مینهیم؛ حفظ لجستیک جنگ و توان استمرار عملیاتی. جمهوری اسلامی ایران خود را برای یک نبرد طولانیمدت آماده کرده است.
این آمادگی نیازمند زنجیره تأمین لجستیک و توان پشتیبانی مستمر از عملیات است. همه میدانند و دستگاههای اطلاعاتی ب
منبع: پایگاه خبری ایلنا