مدیر مرکز بینالمللی مطالعات صلح در لندن میگوید: «اگر این توان موشکی و پهپادی نبود، امروز ایران به غزه تبدیل شده بود؛ سرمایهگذاری در توان موشکی برای این است که ایران به سرنوشت غزه دچار نشود.»
خبرآنلاین – شهاب شهسواری: تجاوز نظامی اخیر ایالات متحده و اسرائیل به ایران، پس از بیش از ۱۰۰ روز تبادل آتش سنگین و تحمیل خسارات چشمگیر، به آتشبسی شکننده ختم شدهاست و دو طرف همچنان به هشدار و تهدید علیه یکدیگر ادامه میدهند.
این رویداد بیسابقه، ابهامات و پرسشهای فراوانی را درباره انگیزههای پنهان طرفین، میزان دستیابی تهاجم به اهداف اولیه خود و مسیر آتی مناسبات تهران و واشنگتن ایجاد کرده است.
در همین راستا، خبرآنلاین در گفتگویی با سید سلمان صفوی، رئیس مرکز بینالمللی مطالعات صلح لندن، به کالبدشکافی ابعاد راهبردی این نبرد پرداخته است.
صفوی در این مصاحبه با تبیین ماهیت منازعه، تأکید میکند که انگیزه اصلی دشمن نه پرونده هستهای، بلکه تلاش برای بسط سلطه بر منطقه خاورمیانه و تضعیف ایران مستقل بوده است. وی با اشاره به ناکامی سنگین ائتلاف مهاجم در دستیابی به هدف «تغییر رژیم»، پیروز و قهرمان واقعی این جنگ حماسی را ملت هشیار ایران میداند که علیرغم تمام اختلافنظرهای داخلی، پای استقلال و تمامیت ارضی کشور ایستادند.
این تحلیلگر روابط بینالملل ضمن تبیین استراتژی بازدارندگی و اهمیت حیاتی قدرت موشکی در جلوگیری از «غزه شدن ایران»، معتقد است تهران باید با اتکا به دیپلماسی واقعبینانه و اصل «راستیآزمایی گامبهگام»، به سمت مدیریت بحران و رفع تحریمها برای بهبود معیشت مردم حرکت کند.
در ادامه متن کامل گفتوگوی خبرآنلاین را با سید سلمان صفوی، رئیس مرکز بینالملل مطالعات صلح لندن، مطالعه میکنید.
تا زمانی که ایران به عنوان یک قدرت مستقل از جهان غرب وجود دارد، این مشکل ما با اسرائیل و آمریکا برقرار است
*** گفتگو را از جایی شروع کنیم که قبلاً تمام کرده بودیم مهرماه سال گذشته مصاحبهای با شما داشتیم که حدود سه ماه پس از جنگ ۱۲ روزه انجام شد. در آن مصاحبه، شما هفت استدلال آورده بودید مبنی بر اینکه اسرائیل دیگر جرئت حمله به ایران را ندارد. میخواهم بدانم چه شد که مجدداً تجاوز نظامی علیه ایران آغاز شد؟ آیا تحلیل شما در آن زمان نادرست بود یا اتفاق دیگری رخ داد؟
مسئله ایران و استقلال آن، یک مسئله ملی است و فقط به جمهوری اسلامی محدود نمیشود؛ تمامیت ارضی، عزت و اقتدار ایران مطرح استاین مسئله باید مورد توجه قرار گیرد که ما در وهله اول باید متوجه هدف اصلی این حملات بشویم. هدف اصلی و انگیزه بنیادین این حملات، مسئله هستهای ایران نیست؛ بلکه مسئله اصلی اسرائیل، دستیابی به هژمونی و تسلط بر کل منطقه خاورمیانه است. تنها قدرت مهمی که در منطقه در مقابل این سیاست اسرائیل ایستادگی میکند، ایران است. منتها آنها برای اینکه بتوانند به این اقدامات وجهه بینالمللی ببخشند و حمایت جهانی را جلب کنند، مسئله هستهای را علم کردهاند. اگر ما در مسئله هستهای تمام خواستههای آنها را هم بپذیریم، باز هم این ماجرا تمام نمیشود؛ تا زمانی که ایران به عنوان یک قدرت مستقل از جهان غرب وجود دارد، این مشکل ما با اسرائیل و آمریکا برقرار است. ما به خصوص با صهیونیسم مشکل بنیادی داریم؛ یعنی مشکل اصلی ما هژمونیطلبی صهیونیسم در کل منطقه و مصداق بارز آن، رژیم اشغالگر قدس است.
با توجه به این موضوع و تبیین انگیزه اصلی، آنها در جنگ ۱۲ روزه تلاش خود را انجام دادند اما موفق نشدند و شکست خوردند. پس از آن مجدداً وضعیت را بازبینی کردند. تحلیل ما در آن زمان بر اساس روندهای موجود درست بود، اما به نظر میرسد ارائه اطلاعات نادرست (Misinformation) به خصوص از سوی اسرائیل به آمریکاییها، محاسبات را تغییر داد؛ چرا که اهداف آمریکا و اسرائیل در رابطه با ایران تا حدودی متفاوت است و یکسان نیست. اسرائیلیها چون دیدند به هدف خود نرسیدهاند، با دادن اطلاعات غلط به آمریکا مبنی بر اینکه حکومت ضعیف شده، مشکلات داخلی وجود دارد، حمایت مردمی کاهش یافته، مشکلات اقتصادی شدید است، وحدت داخلی تضعیف شده و اپوزیسیون قوی است، ادعا کردند که با یک سری حملات سنگین میتوان به هدف نهایی رسید.
این بار هدف آنها تغییر کرده و به سمت «تغییر رژیم» (Regime Change) رفته بود. آنها تصور میکردند در همان روز اول و ساعات اولیه با نابود کردن رهبری و حاکمیت ایران، و از سوی دیگر با فعال کردن ستون پنجم خود در خیابانها، اشغال میدانهای شهر، صداوسیما و ایستگاههای پلیس، ظرف یکی دو روز ماجرا را تمام میکنند. متأسفانه در ساعات اولیه روز اول، مقام معظم رهبری به فیض شهادت رسیدند و کودکان بیگناه بسیاری به خاک و خون کشیده شدند. آنها با ایجاد یک هشدار شدید، مشابه ماجرای زدن هواپیما، درصدد بودند پیام بفرستند که اگر تسلیم نشوید، این سرنوشت در انتظارتان خواهد بود و ما به هیچکس رحم نمیکنیم. اما این راهبرد موفق نشد؛ چرا که ایران این بار بسیار سریعتر از جنگ ۱۲ روزه و ظرف چند ساعت، واکنش متقابل شدید و پاسخ نظامی بسیار قوی نشان داد و صحنه عملیات را کاملاً دگرگون کرد.
*** بنابراین شما معتقدید که آمریکا و اسرائیل از همان روز اول نتوانستند به اهدافی که برای این جنگ تعیین کرده بودند، دست یابند؟
برای تداوم این راه نیاز داریم که با این ملت قهرمان و فداکار همراه و همدل باشیم، مطالبات آنها را بشنویم و با آنها همراهی کنیم. حل مسائل اقتصادی که مشکل اصلی ملت است زمانبر خواهد بود، اما برخی مسائل اجتماعی وجود دارد که نیازی نیست فشارهای بیهوده بر سبک زندگی مردم و جوانان وارد کنیم و مشکلساز شویمببینید، اهداف اصلی آنها در این دور دوم جنگ، در وهله نخست ساقط کردن حکومت در ایران بود. در کنار آن، نابود کردن کل توانایی نظامی ایران مد نظر بود؛ آنها میخواستند مدلی شبیه به سوریه یا حتی لیبی را پیاده کنند؛ به این معنا که با از بین بردن رهبری و حاکمیت و همزمان نابود کردن ساختارهای نظامی، شرایطی را رقم بزنند که حتی اگر حکومتی هم در آینده روی کار بیاید، یک حکومت فشل، ضعیف و نوکر سرسپرده آنها باشد. آنها در هر سه هدف خود یعنی ساقط کردن حکومت، نابود کردن توان نظامی ایران و همراه کردن ملت ایران با خود، کاملاً شکست خوردند و نتیجه برعکس شد.
قهرمان اصلی این دوره، حماسه ملت ایران بود. آن عامل اصلی که این جنگ را به پیروزی رساند، صرفاً موشکها نبودند؛ بلکه حضور قدرتمند ملت ایران در خیابانها و میدانهای شهر بود که به جامعه بینالمللی نشان داد این ملت با تمام قوا پای استقلال کشور ایستاده است. مسئله ایران و استقلال آن، یک مسئله ملی است و فقط به جمهوری اسلامی محدود نمیشود؛ تمامیت ارضی، عزت و اقتدار ایران مطرح است. ملت با تمام اختلافنظرهای سیاسی و سبکهای مختلف زندگی که در صحنه دیدیم – از خانمهای محجبه تا کمحجاب – در این صحنه شرکت کردند و گفتند ما پای دفاع از ایران ایستادهایم.
ملت ایران آگاهی عمیق خود را در این روزها نشان داد و میان اختلافات داخلی و دشمن خارجی تفاوت قائل شد؛ دشمن خارجی که قرار نیست برای ما فرش قرمز پهن کند یا ایران را بسازد، بلکه آنها یک ایران ضعیفشده و نوکر را میخواهند. ملت ایران و به خصوص این نسل جدید به هیچ وجه زیر بار چنین نگاهی نمیروند؛ این نسل ممکن است با حکومت اختلافنظر سیاسی، اجتماعی، رویکرد دینی یا سبک زندگی داشته باشد، اما مسئله عزت، اقتدار و استقلال ایران خط قرمز آنهاست. به همین دلیل، گفتمان ملیگرایی در این دوره به گفتمان غالب در این جنگ حماسی تبدیل شد. تأکید میکنم قهرمان اصلی ملت ایران بودند و ما برای تداوم این راه نیاز داریم که با این ملت قهرمان و فداکار همراه و همدل باشیم، مطالبات آنها را بشنویم و با آنها همراهی کنیم. حل مسائل اقتصادی که مشکل اصلی ملت است زمانبر خواهد بود، اما برخی مسائل اجتماعی وجود دارد که نیازی نیست فشارهای بیهوده بر سبک زندگی مردم و جوانان وارد کنیم و مشکلساز شویم. بحث اصلی ما امروز بر روی وحدت و انسجام مردم است؛ اگر وحدت داخلی را حفظ کنیم، مردم را متحد نگه داریم و با دیدگاههای افراطی آنها را آزار ندهیم، میتوانیم قهرمانانه به مقاومت خود ادامه دهیم و عزت و استقلال ایران را حفظ کنیم.
اگر این توان موشکی و پهپادی نبود، امروز ایران به غزه تبدیل شده بود
*** سوالی که پیش میآید این است که آیا دو شکستی که دشمن در جنگ ۱۲ روزه و سپس در این جنگ اخیر متحمل شد، باعث میشود اسرائیلیها از تلاش نظامی برای تضعیف یا سرنگونی نظام ایران دست بردارند؟
توان موشکی و پهپادی ایران پایانناپذیر است. اصلاً امکان ندارد توان پهپادی و موشکی ایران نابود شود؛ ایران میتواند به میزان بیانتها پهپاد تولید کند و هیچکس نمیتواند آن را در مقابل حملات از بین ببردخیر، تضاد ما با اسرائیل و آمریکا پابرجا است. این دشمنی، به تعبیر مائو، یک تضاد آنتاگونیستی (آشتیناپذیر) و غیرقابل توافق است. با آمریکاییها ممکن است به یک تفاهم برای مدیریت بحران برسیم و برای یک دوره مشخص جنگ خاموش شود، اما با صهیونیستها مسئله ماهیتی است. از یک طرف ایران خواهان نابودی آنهاست و از طرف دیگر آنها خواهان هژمونی بر کل خاورمیانه هستند. آنها لیبی و سوریه را نابود کردند، بال و پر لبنان را گرفتند و اکنون تنها قدرت مقاوم در برابر خود را ایران میبینند. بنابراین تا زمانی که مشکل ایران را حل نکنند، دست از این سیاست تخاصمی و جنگطلبانه برنمیدارند؛ ذات آن حکومت بر تجاوزگری و سیاستهای تهاجمی (Aggressive) استوار است. به نظر من، این تازه آغاز راه است و ما دورههای متعدد درگیری با اسرائیل را پیش رو خواهیم داشت.
مشکل بزرگ اسرائیلیها این است که محاسبه واقعبینانهای از توان نظامی ایران و روا
منبع: خبرگزاری خبرآنلاین – آخرین اخبار ایران و جهان | Khabaronline
