یک‌شنبه، ۱ شهریور ۱۴۰۵
اجتماعی

تحول روستاهای بویراحمد با پروژه‌های عمرانی جدید

زندگی تازه در دل روستاهای بویراحمد؛ قصه‌ی اهالی و جاده‌های خاکی

دست‌های پینه‌بسته‌ی روستاییان بویراحمد، سال‌هاست خاک جاده‌ها را لمس کرده‌اند؛ جاده‌هایی که خاطرات کودکی، عطر باران و گرد و غبار روزمره را در خود دارند. اما این روزها، در ۶۴ روستای این شهرستان، امید به تغییر در دل مردم جوانه زده است. غلام سیاهپور، مدیر بنیاد مسکن بویراحمد، در جلسه شورای اداری شهرستان، از تهیه فهرست تفاهم‌نامه‌ها برای این روستاها با همکاری بخشداری خبر داد. او با لحنی جدی اما پرامید گفت: «هنوز بخشی از دهیاران برای دریافت و امضای تفاهم‌نامه مراجعه نکرده‌اند.» همین جمله، تصویر روستاهایی را ترسیم می‌کند که برخی‌شان هنوز در انتظار نخستین گام برای تحول هستند.

در بخش سپیدار، تفاهم‌نامه‌های برخی روستاها به سرانجام رسیده و عملیات عمرانی در تعدادی از مناطق آغاز شده است. اینجا، آغاز هر پروژه معادل جوانه زدن امیدی تازه در دل خانواده‌هاست. مهندسین و کارگرانِ سه پیمانکار، صبح‌ها با صدای ماشین‌آلات و بوی سیمان پا به روستا می‌گذارند. اهالی سپیدار، با کنجکاوی و نگرانی کنار جاده ایستاده‌اند و هر کامیون خاک و قیر را نشانه‌ای از فردایی بهتر می‌دانند. صدای ضربه‌های مداوم بر بتن و فریاد کوتاه استادکاران، نوید تکمیل خیابان‌هایی را می‌دهند که کودکان این روستاها دیگر مجبور نخواهند شد برای رسیدن به مدرسه، در گل و لای راه بروند.

در گنجگان، عملیات بتن‌ریزی آغاز شده است؛ این واژه ساده برای اهالی روستا معنایی عمیق دارد: جاده‌ای که دیگر با هر باران، راه خانه را از آنان نمی‌گیرد و مادرانِ نگران، فرزندان‌شان را با دل آسوده‌تر راهی کلاس درس می‌کنند. چالش‌های زندگی روستایی، با هر متر آسفالت، کمی کمرنگ‌تر می‌شود. سیمای گنجگان را حالا باید از میان هیاهوی ماشین‌آلات و دود اندک قیر درک کرد؛ جایی که بوی خاک تازه و قیر داغ با امید درهم می‌آمیزد.

در روستاهای حوزه تنگ نیز، عملیات اجرایی در حال انجام است. مردان و زنان این روستاها، هر روز شاهد دگرگونی تدریجی محیط زندگی‌شان هستند. امید در چشمان‌شان موج می‌زند، هرچند هنوز باید صبر کنند تا پروژه‌ها به سرانجام برسد. مدیر بنیاد مسکن این شهرستان تأکید می‌کند که تفاهم‌نامه روستای بتاری نیز منعقد شده و بناست ماشین‌آلات طبق توافق وارد روستا شوند. این وعده برای اهالی بتاری یعنی پایان چشم‌انتظاری؛ ساعت‌هایی که هر صبح و شام را با پیش‌بینی روزی بهتر سپری می‌کنند.

در این میان، برخی روستاها مثل چشم‌جبری و حیدرآباد، عملیات اجرایی‌شان به پایان رسیده است. در این روستاها، صدای قدم‌های سبک کودکان روی آسفالت، جای سُر خوردن بر گل و خاک را گرفته. صورت‌های آفتاب‌سوخته‌ی پیرمردان روستا در کنار خیابان نو، لبخندی پنهان دارد؛ لبخندی که از دشواری‌های دیروز و امیدواری به فردای کم‌دغدغه‌تر حکایت می‌کند. پروژه‌های سفرآباد، ظفرآباد، ریان و گردن‌روداب نیز در دستور کار است؛ هر کدام قصه‌ای تازه از انتظار، تلاش و دگرگونی خواهد بود.

بازگشت سهمیه قیر شهرستان، نقطه عطفی در این مسیر بود؛ سهمیه‌ای که زمانی از دست رفته بود و حالا با پیگیری‌ها، دوباره به روستاها امید بخشیده است. غلام سیاهپور با تاکید بر اهمیت این بازگشت می‌گوید: «در کمیته برنامه‌ریزی شهرستان برای روستاهایی که قرار است آسفالت شوند، اعتباراتی پیش‌بینی شده است.» این وعده‌ها برای بسیاری از خانواده‌ها یعنی اطمینان خاطر از این‌که روزهای سخت با پای برهنه در جاده‌های ناهموار رو به پایان است.

اما همه چیز به منابع دولتی وابسته نیست. مدیر بنیاد مسکن تأکید دارد که با محدودیت اعتبارات، مشارکت دهیاری‌ها در تأمین بخشی از هزینه‌ها می‌تواند روند اجرای طرح‌ها را سرعت ببخشد. اینجا جایی است که همکاری و همدلی، کلید گشایش قفل‌های عمرانی می‌شود. دهیاران و اعضای شوراهای روستایی با همفکری و بسیج امکانات محلی، سهم خود را در ساختن آینده‌ روستاها ایفا می‌کنند.

در دل این تحولات، زندگی روزمره‌ی مردم همچنان ادامه دارد؛ اما حالا با هر کامیون شن و ماسه، هر متر آسفالت و هر وعده‌ تحقق‌یافته، امید بیشتری در خانه‌ها جاری می‌شود. کودکان با کیف‌های کوچک و لبخند باز، با خیالی آسوده‌تر به مدرسه می‌روند. زنان روستا، با عبور از خیابان‌های تازه، کالاهای روزمره را راحت‌تر به خانه می‌رسانند. مردان کهنه‌کار، با دیدن جوانی که در پروژه عمرانی کار می‌کند، به آینده‌ای روشن‌تر ایمان می‌آورند.

این طرح‌های عمرانی شاید در نگاه اول مجموعه‌ای از آمار و ارقام و قرارداد باشند، اما در عمق خود، پیوندی ناگسستنی با آرزوهای کوچک و بزرگ اهالی روستاها دارند. هر تفاهم‌نامه، هر پروژه و هر کوچه‌ آسفالت‌شده، داستانی از تلاش جمعی و امید به آینده است. بویراحمد، با این پروژه‌ها، همچنان بر ریشه‌های خود تکیه دارد اما چشم به افقی دوخته که در آن، جاده‌های خاکی، قصه‌های دیروز می‌شوند و جاده‌های آسفالته، مسیر تازه‌ای به سوی زندگی بهتر می‌گشایند.

از دل این روایت، پیامی انسانی بیرون می‌تراود: توسعه فقط ساختن جاده و آسفالت نیست، بلکه ساختن امید، اعتماد و مشارکت میان مردم و مسئولان است. در بویراحمد، این روزها جاده‌ها فقط خاک را به هم متصل نمی‌کنند، بلکه دل‌ها را هم به آرزوی فردایی بهتر گره می‌زنند؛ فردایی که سهم همه مردم روستاهای این سرزمین است.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *