شنبه، ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
اجتماعی

ایرانیان چگونه صاحب «نام خانوادگی» شدند؟

ورود نام خانوادگی به زندگی عمومی ایرانیان حاصل یک تصمیم ناگهانی نبود. این اتفاق طی چند مرحله، از اواخر دوره قاجار تا سال‌های نخست حکومت پهلوی، شکل گرفت و سرانجام در سی‌ام مرداد ۱۳۱۳ به الزام عمومی رسید.


به گزارش خبرآنلاین، سی‌ام مرداد ۱۳۱۳ نقطه‌ای است که انتخاب نام خانوادگی برای همه اتباع ایران به الزام قانونی تبدیل شد. در این روز، با تصویب بخش مربوط به احوال شخصیه در قانون مدنی و تصریح ماده ۹۹۷ که «هر کس باید دارای نام خانوادگی باشد»، یکی از مهم‌ترین تحولات هویتی تاریخ معاصر ایران رسمیت یافت. نام خانوادگی امروز چنان با هویت هر فرد گره خورده که تصور جامعه‌ای بدون آن دشوار است.

 این نام در شناسنامه، مدرسه، دانشگاه، ازدواج، ارث، مالکیت، استخدام و تقریباً هر رابطه رسمی همراه افراد است و نسل‌های مختلف یک خانواده را به یکدیگر پیوند می‌دهد. با این حال، این بخش آشنای نام ایرانیان قدمتی به اندازه تاریخ ایران ندارد. تا حدود یک قرن پیش، بخش بزرگی از مردم ایران اساساً نام خانوادگی ثابت به معنای امروزی نداشتند و آن‌چه در سی‌ام مرداد ۱۳۱۳ به قانون تبدیل شد، نتیجه روندی چنددهه‌ای بود.

پیش از فراگیر شدن شناسنامه، یک فرد ممکن بود با نام پدر یا پدربزرگ، زادگاه، حرفه، طایفه یا یکی از ویژگی‌هایش شناخته شود. عنوان‌هایی مانند «تبریزی»، «بزاز»، «میرزا»، «خان»، «مستوفی» یا ترکیبی از نام و نسبت خانوادگی برای شناسایی افراد به کار می‌رفت. در محیط‌های کوچک نیز اغلب همین نشانه‌ها کافی بود؛ مردم یکدیگر را می‌شناختند و هویت اشخاص با گواهی خویشاوندان، کدخدا، ریش‌سفیدان، روحانیان و دیگر معتمدان محل احراز می‌شد.

ورود نام خانوادگی به زندگی عمومی ایرانیان حاصل یک تصمیم ناگهانی نبود. این اتفاق طی چند مرحله، از اواخر دوره قاجار تا سال‌های نخست حکومت پهلوی، شکل گرفت و سرانجام در سی‌ام مرداد ۱۳۱۳ به الزام عمومی رسید: ابتدا تلاش برای ثبت احوال و صدور ورقه هویت آغاز شد، سپس قانون نام خانوادگی را وارد نظام ثبتی کرد، لغو القاب به تضعیف شیوه قدیمی شناسایی افراد انجامید و درنهایت قانون مدنی انتخاب نام خانوادگی را به یک الزام قطعی تبدیل کرد.

به همین دلیل، اگرچه چند تاریخ در روایت اجباری شدن نام خانوادگی در ایران ذکر می‌شود، این تاریخ‌ها الزاماً با یکدیگر تعارض ندارند. هریک به مرحله‌ای از روند شکل‌گیری نظام هویت رسمی در ایران اشاره می‌کنند و سی‌ام مرداد ۱۳۱۳ نقطه نهایی این مسیر است.

پیش از شکل‌گیری ثبت احوال، مردم ایران بی‌نام یا بی‌هویت نبودند؛ تفاوت در شیوه شناسایی آنان بود. هویت فرد بیش از آن‌که در یک سند دولتی ثبت شود، در شبکه خانواده، محله، حرفه، دین، ایل و طایفه معنا پیدا می‌کرد. برای نمونه، فردی ممکن بود با نام خود و نام پدر، نام زادگاه یا حرفه‌اش شناخته شود؛ عناوینی چون «محمدحسن بن علی تبریزی»، «کربلایی حسین بزاز» یا «میرزا احمد مستوفی». در معاملات، ازدواج، طلاق، وقف، وصیت و ارث نیز اسناد شرعی، شهادت شاهدان و تأیید معتمدان اهمیت زیادی داشت.

این شیوه در جامعه‌ای که بخش بزرگی از روابط آن محلی و چهره‌به‌چهره بود، کارکرد خود را داشت، اما با گسترش نهادهای حکومتی محدودیت‌های آن آشکار شد. دولت برای سربازگیری، مالیات، انتخابات، آموزش، قضاوت و ثبت مالکیت نیاز داشت بداند هر شخص دقیقاً چه کسی است، چند سال دارد و چه رابطه‌ای با دیگران دارد.

موضوع دیگری که نظام نام‌گذاری را پیچیده می‌کرد، رواج فراوان القاب بود. القاب در دوره قاجار، به‌ویژه میان رجال حکومتی، شاهزادگان، روحانیان، بازرگانان و کارکنان دیوانی، جایگاه مهمی داشتند. بیش از ۸۰ درصد از رجال، شاهزادگان، روحانیان، تاجران و کارمندان اداری لقب داشتند و گاه یک فرد در طول زندگی‌اش به چندین لقب دست می‌یافت.

عنوان‌هایی که با «الدوله»، «السلطنه»، «الملک»، «نظام»، «خان» و واژه‌های مشابه ساخته می‌شدند، چنان فراوان بودند که تاریخ‌نگاران تاریخ القاب در دوره قاجار را به سه دوره تقسیم می‌کنند: دوره رونق در زمان فتحعلی‌شاه، دوره تورم القاب در دوره ناصرالدین‌شاه و دوره انحطاط در اواخر حکومت قاجار. در چهلمین سال سلطنت ناصرالدین‌شاه، فهرستی از القاب دیوانی تهیه شد که شامل ۶۱۸ لقب  (۲۱۸ لقب شغلی و ۴۰۰ لقب توصیفی) بود. با ترکیب واژگان، امکان ساخت حدود ۱۰ هزار لقب مختلف وجود داشت.

این گسترش القاب از اواخر قاجار با انتقاد روزنامه‌نگاران، شاعران و شماری از روشنفکران روبه‌رو شد. نشریاتی چون «حبل‌المتین» زبان به انتقاد از این القاب ساختگی و متورم گشودند. منتقدان معتقد بودند کثرت القاب، علاوه بر نشان دادن جایگاه اجتماعی، گاه به ابزاری برای امتیازخواهی، تکبر و تملق تبدیل شده است.

انقلاب مشروطه فقط ساختار سیاسی کشور را تغییر نداد؛ گسترش قانون‌گذاری، انتخابات و دستگاه اداری تازه، نیاز به تعریف دقیق‌تر هویت افراد را نیز بیشتر کرد. در چنین فضایی استفاده از نام خانوادگی، به‌ویژه در میان روشنفکران، اهل فرهنگ و کارکنان دولت، به‌تدریج رواج یافت.

برای دولت جدید، شناخت فرد دیگر فقط مسئله‌ای اجتماعی نبود. انتخابات نیازمند تشخیص افراد واجد شرایط رأی دادن بود؛ نظام وظیفه باید سن و هویت مشمولان را می‌دانست؛ دستگاه قضایی برای رسیدگی به ارث و ازدواج و اختلافات حقوقی به هویت مشخص اشخاص نیاز داشت و دولت برای تهیه آمار جمعیتی به اطلاعاتی منظم و قابل اعتماد احتیاج پیدا کرده بود.

به این ترتیب، نام خانوادگی بخشی از تحول بزرگ‌تری شد که جامعه ایران را از نظام شناسایی عمدتاً محلی و شفاهی به نظام هویت مکتوب و متمرکز منتقل می‌کرد؛ تحولی که سرانجام در سی‌ام مرداد ۱۳۱۳ شکل قانونی نهایی خود را یافت.

یکی از مهم‌ترین نقاط این مسیر به سال ۱۲۹۷ خورشیدی و واپسین سال‌های حکومت قاجار بازمی‌گردد. در این دوره مقدمات تشکیل اداره سجل احوال فراهم شد و صدور اوراق هویت آغاز شد. در منابع رسمی، سوم دی ۱۲۹۷ به عنوان تاریخ صدور نخستین شناسنامه یا ورقه هویت در تهران ذکر شده است؛ سندی برای دختری به نام «فاطمه» که نام خانوادگی «ایرانی» برای او ثبت شد.

اما آغاز صدور شناسنامه به معنای آن نبود که از همان روز همه ایرانیان صاحب نام خانوادگی شدند. دولت هنوز شبکه اداری لازم برای پوشش سراسر کشور را نداشت و بخش بزرگی از مردم نیز ضرورتی برای مراجعه به چنین نهادی نمی‌دیدند. بسیاری از مردم عادی استقبالی از این اوراق نکردند و انتخاب نام خانوادگی تنها در میان قشر روشنفکر، اهل علم و صاحب‌منصبان رواج داشت.

 امور مربوط به ولادت و ازدواج عموم مردم همچنان به صورت سنتی و توسط روحانیون و بزرگان قوم ثبت می‌شد. این نظام ابتدا دامنه محدودی داشت و برای عمومی شدن آن، قانون‌گذاری و ایجاد تشکیلات گسترده‌تری لازم بود.

همین تفاوت میان «آغاز ثبت احوال» و «اجباری شدن سراسری نام خانوادگی» منشأ بخشی از اختلاف تاریخ‌هایی است که درباره این موضوع گفته می‌شود و نشان می‌دهد چرا سی‌ام مرداد ۱۳۱۳ به‌عنوان نقطه نهایی این مسیر اهمیت دارد.

چرا دولت به شناسنامه نیاز داشت؟

یکی از اسناد ارائه‌شده هنگام بررسی قانون سجل احوال، تصویر روشنی از نگاه دولت آن روزگار به این موضوع ارائه می‌کند. وزارت داخله در توضیح ضرورت قانون، ثبت هویت ساکنان کشور را با امور قضایی، مالیاتی، انتخابات، آموزش و قشون مرتبط دانسته بود.

استدلال دولت این بود که داشتن آمار دقیق جمعیت، برنامه‌ریزی برای نیازهای عمومی را آسان می‌کند؛ ثبت هویت در شناسایی اشخاص کمک می‌کند؛ اختلافات مربوط به وراثت و زوجیت را کاهش می‌دهد؛ وصول مالیات و عوارض را تسهیل می‌کند؛ در انتخابات امکان شناسایی افراد واجد شرایط را فراهم می‌سازد و برای اجرای آموزش عمومی و خدمت نظام وظیفه ضروری است.

بنابراین، شناسنامه و نام خانوادگی از همان ابتدا دو روی یک تحول بودند. دولت می‌خواست هر فرد را به صورت شخصی مشخص و قابل تمایز در نظام اداری ثبت کند و برای چنین کاری، تنها داشتن یک نام شخصی کافی نبود. هزاران نفر ممکن بود «محمد»، «حسن»، «احمد» یا «فاطمه» نام داشته باشند؛ نام خانوادگی راهی برای کاهش این ابهام بود.

قانون ۱۳۰۴ چه چیزی را تغییر داد؟

یکی از نقاط عطف این روند در ۱۴ خرداد ۱۳۰۴ رقم خورد؛ زمانی که مجلس شورای ملی قانون سجل احوال را تصویب کرد. براساس پژوهش مریم نیلقاز با عنوان «پیشینه شناسنامه در ایران» که بر اسناد مجلس تکیه دارد، این قانون مردم را مکلف می‌کرد پس از ایجاد شعب سجل احوال، ورقه هویت دریافت کنند.

ماده چهارم این قانون مستقیماً به موضوع نام خانوادگی مربوط بود. در مراحل بررسی لایحه، مقرر شد هر شخص برای خود «اسم مخصوصی» انتخاب کند که همان نام خانوادگی بود. فرد از آن پس نامی مرکب از نام شخصی و نام خانوادگی داشت.

این نکته از آن جهت اهمیت دارد که انتخاب «فامیل» را از یک رسم محدود در میان برخی اقشار، به بخشی از سازوکار قانونی ثبت هویت تبدیل کرد و راه را برای الزام نهایی در سی‌ام مرداد ۱۳۱۳ هموار ساخت.

اسناد مذاکرات و پیشنهادهای نمایندگان نشان می‌دهد که جزئیات انتخاب نام خانوادگی نیز از همان ابتدا محل توجه بود. نمایندگان درباره انحصاری شدن یک نام خانوادگی در حوزه ثبت، جلوگیری از انتخاب بعضی نام‌های خاص و حتی امکان تغییر نام خانوادگی پیشنهادهایی مطرح کردند. در متن قانون نیز حق تقدم نام خانوادگی مورد توجه قرار گرفت؛ به این معنا که پس از ثبت یک نام، دیگران نمی‌توانستند آزادانه همان نام را در همان حوزه ثبت کنند.

در همان سال، تغییر دیگری نیز رخ داد که به تثبیت نام خانوادگی کمک کرد: محدود شدن و لغو بسیاری از القاب قدیمی. در اردیبهشت ۱۳۰۴ پیشنهادهایی در مجلس برای کنار گذاشتن عنوان‌هایی مانند سپهسالار، سپهدار، سردار و دیگر القاب نظامی و دیوانی مطرح شد. نمایندگانی چون زین‌العابدین رهنما، حسن تقی‌زاده و ضیاء واعظی خ


منبع: عصر ایران (AsrIran)

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *